عشقمون یسناییعشقمون یسنایی، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 18 روز سن داره

یسنایی _ عزیز دلمون

روز آخر ماه رمضان

سلام به دختر گلم و خواننده های خاموش ربات نی نی وبلاگ هم ایده جالبی هست، امیدوارم از این طریق اندکی نی نی وبلاگی ها فعال تر بشن ️ امروز آخرین روز از ماه مبارک رمضان هست، شما و بابایی رفتید تو پارکینگ منم در حال آماده کردن افطاری. دختر گلم حسابی شیرین زبون شدی و حسابی در حال دلبری کردن هستی، واقعا دختر شیرین هست، موهبتی هست که خدا بهمون میده، از خدا میخوام به حق این ساعتهای پایانی ماه مبارک همه رو مشمول این رحمت شیرین کنه ...
4 تير 1396

بدون عنوان

سسلام دختر گلم اومدم با ربات برات پست بزارم دیگه زود به زود میام و خاطراتتو ثبت میکنم....این روزها درگیر سه چرخه جدیدت هستی..خیلی دوسش داری ولی هنوز رکاب زدن رو نمیتونی ...
4 تير 1396

28 ماهگی....

سلام یر دختر شیرین زبون خودم الان که بعد مدتها اومدم وبت تو داری شبکه پویا نگاه میکنی، عزیزکم امروز اولین روز ماه مبارک رمضان هست، امیدوارم امسال توفیق روزه داری رو داشته باشم، اخه بخاطر وحود نازنین شما سه سال روزه نگرفتم میخوام امروز از اتفاقات مهم زندگیت بگم: اول اینکه وقتی 20 ماهت کامل شد از شیر گرفتمت به روش تدریجی که خدارو شکر خیلی اذیت نشدی در 22 ماهگی از پوشک گرفتمت که سه روزه یاد گرفتی دختر باهوشم و خیلی راخت این مرحله رو هم سپری کردی و در 28 ماهگی مستقل شدی و تو اتاقت تنها میخوابی خیلی خوب استقبال کردی و الان نزدیک 10 روز هست که اتاقت میخوابی و به هیچ وجه قبول نمیکنی بیای اتاق ما، دیگه ماشالله حسابی بزرگ و خانم شدی دخ...
6 خرداد 1396

در آستانه دو سالگی....

عزیز دل مامان.............سلام سلام بر دوستان همیشگی و خاموش ............. خیلی وقت بود نیومده بودم چیزی برات بنویسم دخترکم، حس و حال نوشتن رو نداشتم هر چند که خاطراتت هر روز تو ذهنم ثبت میشه و دوست دارم برات جایی ثبت کنم، روز به روز داری خانم تر می شی و این روزها که داری ماه 23 رو سپری می کنی خیلی بزرگ شدی، از اول ماه 23 خیلی راحت بیشتر کلمات رو تکرار می کنی و تلاشت برای حرف زدن بیشتر هست، اما فعلا جمله به اب بده اکتفا کردی و جمله دیگه ایی نمی گی، در کما ل نا باوری جیش رو هم خیلی زود یاد گرفتی ، قبلا هم با هم تمرین داشتیم ولی همکاری نمی کردی و منم اذیتت نمی کردم، اما از اول 23 ماهگی دوباره تصمیم گرفتم از پوشک بگیرمت، که خیلی خوب هم...
10 آذر 1395

یسنای ما بزرگ شده....شیر نمیخوره

سلام به دختر گل و عزیز دل مامان بابا خیلی وقت بود که  وبت آپ نشده بود، الانم تو بغلم نشستی و منتظر فرصتی نذاری من کارمو کنم فدای دخترکم بشم که دیگه شیر مامانی رو نمیخوره: پروژه شیر گرفتنو اواخر 19 ماهگی شروع کردم ،آخه خیلی اذیتم میکردی و دایم شیر میخوردی هم من لاغر شده بودم هم خودت،چون دیگه معدتو با شیر پر میکردی و غذا خیلی نمیخوردی، منم مجبور شدم شیرتو کم کنم و تو خیلی راحت قبول کردی و این اواخر میلت به شیر خیلی کم شده بود طوری که یک سری طی 24 ساعت یک بار شیر خوردی منم دیدم اینجور فایده نداره  و علاقتم کم شده کلا شیرتو قطع کردم خدار و شکر نه تو اذیت شدی و نه من، روش تدریجی خیلی خوب بود و دخترم 1 سال و 7 ماه و 23 روز شی...
21 شهريور 1395

روز مادر

سلام بر یسنای ناز خودم که در خواب نازی و من هم بعد چند ماه تنبلی رو گذاشتم کنار و امدم برات بنویسم،  امروز روز مادر هست دخترم و من با وجود تو امسال دومین سالی هست که مادرم و بهترین حس دنیا رو دارم وقتی خیلی ناز بهم میگی مامان...... حسابی ناز و شیرین شدی عزیزم ،از وقتی یکساله شدی شرو کردی به راه رفتن و خیلی سریع خودت یاد گرفتی و دیگه چاردست و پا نرفتی و این روزها دایم در حال راه رفتنی و شب وقتی پاهاتو ماساژ میدم اروم میشی و میخوابی،خب دخمل من مجبوری این همه راه بری،کلی کار یاد گرقتی ، تلفنو بر میداری و با زبان خودت صحبت میکنی و الو ..بله میگی و کلی حرفای خارجکی بخوام از کارات بگم کلی حرف هست، اما قصدم فقط آپ کردن وبت بود که نگی ...
11 فروردين 1395